چارچوبی روش‌شناختی برای اندازه‌گیری نوآوری اجتماعی

محمدعلی صادقی کیا
نوشته شده توسط محمدعلی صادقی کیا

در طول ده سال گذشته، مفهوم نوآوری اجتماعی در عرصه آکادمیک به عنوان رویکردی بدیع برای بررسی مسائل اجتماعی جدید که در جوامع معاصر ظهور کرده، کسب اعتبار کرده است. اما تقاضایی فعال و سرسخت در خط­ مشی‌های عمومی اروپا برای توسعۀ نوآوری اجتماعی و ابزارهای آن مشاهده می‌شود که این تقاضا به علت حد بالایی از بحران‌های اقتصادی و مالی جاری شکل گرفته است. در واقع، مشکلات غم‌افزای بیکاری، جمعیت در حال پیر شدن، تغییرات جهانی آب و هوا، و فشارهای وابسته به مهاجرت (و دیگر مشکلات) سناریویی ساخته که در آن تنش‌های بین شهروندان، دولت‌‌ها و بازارها نشان می‌دهد که ما در آستانۀ یک تحول بزرگ اجتماعی هستیم و نوآوری برای حل و فصل مشکلات اجتماعی بی‌شماری که طی بحران‌های کنونی شکل گرفته‌اند لازم خواهد شد.

با این پیش‌زمینه، اندازه‌گیری فعالیت‌های نوآوری اجتماعی و تأثیرات آنها به عنوان یکی از ابعاد کلیدی پیشبرد نوآوری اجتماعی هم در سطح منطقه‌ای و هم در سطح سازمانی جلوه‌گر می‌شود. با این وجود، تهیۀ پیش نویس شاخص‌های نوآوری اجتماعی امری پیچیده است. اول از همه، به این علت که هیچ رویکرد نظری یا مدل توضیحی از نوآوری اجتماعی، از آن متغیرها و شاخص‌هایی که برآورد روابط علّی را مجاز می‌­دانند در اختیار ما نیست.

در وحلۀ دوم، با توجه به دلیلی که ذکر شد، هیچ مجموعۀ آماری از داده‌ها در دسترس نیست و بدون آن، هیچ شاخص قوی و قابل اعتمادی از نوآوری اجتماعی وجود ندارد. سوماً در غیاب چنین مجموعه‌ای از داده‌ها، مطالعات تطبیقی که می‌تواند بین مناطق مختلف صورت گرفته و تشکیل شاخص‌ها را میسر سازد، متأسفانه هنوز انجام نشده است. بنابراین، توسعه شاخص‌های نوآوری اجتماعی امری تجربی است که نیازمند تنظیم رویکردها و مفاهیم، اندازه‌گیری‌های سریالی (سالانه یا شش ماهه)، مطالعات تطبیقی با دیگر مناطق و مطالعات موردی می­‌باشد تا به تحکیم سیستمی از شاخص‌های منطقه‌ای نوآوری اجتماعی بپردازد (Villate & Unceta, 2013, p. 11).

در این راستا به معرفی مقالۀ چارچوبی روش‌شناختی برای اندازه‌گیری نوآوری اجتماعی می‌پردازیم.

این مقاله چارچوبی روش‌شناختی را برای تدوین ابعاد اندازه‌گیریِ ظرفیت نوآوری اجتماعی در سطح ملی و محلی، معرفی می‌کند. این چارچوب طراحی شده تا سازگاری این ابعاد را با مفاهیم نظری و همچنین اقدامات نوآورانه نشان دهد. بنابراین، استراتژی‌های بالا به پایین نظری با استراتژی پایین به بالای عملی ترکیب شده است. از دیدگاه بالا به پایین، ما فرصت‌ها و محدودیت‌های معیارهای موجود نوآوری فناورانه را در پرتو نیازمندی‌های نظری نوآوری اجتماعی ارزیابی می‌کنیم و به عنوان نتیجه‌ای موقت، ابعاد اندازه‌گیری برای نوآوری اجتماعی را در سطح ملی عرضه می‌کنیم. اما در چارچوب استراتژی پایین به بالا، تحلیل خود را از سطح محلی شروع می‌کنیم. در مطالعه موردی کیفی که در چهار شهر آلمان انجام شده، بررسی می‌کنیم که آیا این ابعاد برای اقدام نوآورانه حائز اهمیت می‌باشند؟ برای مطالعه فرآیند نوآوری در زمینه اقدام نوآورانه، به مثال انسجام مهاجران نظر کردیم و در مورد عوامل نظام‌مند نوآور بودن اجتماعی بحث کردیم. در نهایت نیز این مفاهیم نظام‌مند برای اصلاح ابعاد اندازه‌گیری و سازگار کردن آنها با سطح محلی استفاده شدند.

محمدعلی صادقی کیا

محمدعلی صادقی کیا

پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع)؛ کارشناس ارشد سیاست‌گذاری عمومی از دانشگاه امام صادق (ع)

More Posts

نظری دهید