آفریقا؛ کارخانه بعدی جهان به جای چین

محمد رحمتی
نوشته شده توسط محمد رحمتی

«کارخانه بعدی جهان؛ چین چگونه موجب تغییر وضعیت آفریقا می‌شود؟»

The Next Factory of the World: How Chinese Investment Is Reshaping Africa by Irene Yuan Sun

مجله فایننشال تایمز هرساله و در ماه‌های پایانی سال مجموعه‌ای از برترین کتاب‌های هر حوزه از جمله اقتصاد، کسب‌و‌کار، سیاست، شعر و ادبیات و … را معرفی می‌کند. این مجله به تازگی سه کتاب را به عنوان برترین کتاب‌های حوزه کسب‌و‌کار در سال 2017 معرفی نموده است که در این یادداشت یکی از این سه کتاب را معرفی می‌نماییم. کتاب «کارخانه بعدی جهان؛ چین چگونه موجب تغییر وضعیت آفریقا می‌شود؟» کتابی است که در اینجا به آن می‌پردازیم. مطالب زیر تلخیص و ترجمه‌ای از مرورها و یادداشت‌هایی است که در سایت‌های مختلف در مورد این کتاب نگاشته شده است. این کتاب در 224 صفحه و در سال 2017 در انتشارات هاروارد بیزینس ریویو منتشر شده است.

چین در حال حاضر مهم‌ترین بازیگر خارجی در قاره آفریقا به شمار می‌رود و آفریقا در حال تبدیل شدن به بزرگ‌ترین شریک تجاری چین با بالاترین نرخ رشد سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی است. کارآفرینان چینی در حال هجوم به این قاره هستند و سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت و تجهیزات و کارخانه‌های عظیمی را در این قاره آغاز نموده‌اند.

تاریخ استعمار قاره سیاه ممکن است ما را به اقدامات چین به عنوان یک گام جهت بهره‌برداری‌های سیاسی و نفوذ بیشتر، بدگمان کند. اما نویسنده این کتاب، یوان سان، به خوبی در کتاب خود این مجموعه اقدامات را ناشی از نگاه‌های بلند پروازانه کارآفرینان چینی می‌داند که به دنبال تبدیل کردن آفریقا به عنوان «کارخانه تولید جهان» بر اساس تجارب موفق خود در چین هستند. چینی‌ها در کم‌تر از ربع قرن سهم تولیدات اقتصادی خود از تولیدات جهانی را از 2 درصد به 25 درصد رساندند و از کشوری که حتی از کنیا هم فقیرتر بود به قد و قواره‌های بزرگترین‌های اقتصاد جهان تبدیل کردند.

نگاه چین به آفریقا به عنوان یک ظرفیت بالقوه تولید ثروت و نه یک منطقه فقیر، تفاوت بسیاری با نگرش غرب -به خصوص آمریکا-در مورد این منطقه دارد. با وجود برنامه‌های پنجاه ساله کمک غرب به آفریقا، این قاره هنوز بالاترین میزان نرخ فقر مطلق را در جهان دارد. بر همین مبنا بسیاری از کسانی که بر بالابردن سطح استاندارد زندگی در این قاره تاکید و تمرکز دارند، معتقدند که نیازمند راهبرد جدید و نگاه نوینی برای توسعه در این قاره هستیم. آفریقا امروزه دیگر با فقر تعریف نمی‌شود بلکه فرصت‌ها و خوش‌بینی‌های آتی است که در این قاره در حال پررنگ‌تر شدن است.

سرمایه‌گذاری‌های چین یک احتمال مبهم را ایجاد می‌کند و آن اینکه آفریقا در نسل آینده صنعتی خواهد شد. در یک گذار برای تبدیل شدن آفریقا به قطب تولید جهان، این قاره در مسیر آمریکایِ قرن نوزده، ژاپنِ ابتدای قرن بیست و ببرهای آسیاییِ پایان قرن بیستم گام بر می‌دارد. بسیاری این راه را یک مسیر قدیمی و پیش پا افتاده تلقی می‌کنند اما نویسنده کتاب معتقد است که تنها راه ثابت شده برای بالابردن استاندارد سطح زندگی در سطح فراگیر در یک جامعه همین راه پیشروی در تولید است. این احتمال با ورود کارآفرینان چینی به آفریقا، تأسیس کارخانه‌ها، ورود تجهیزات سنگین و استخدام مدیران و کارگران آفریقایی یک گام به واقعیت نزدیک‌تر می‌شود.

این کتاب با توضیحات و مثال‌های خود از وضعیت مردم و نیروی انسانی مبتنی بر یک تجزیه و تحلیل اقتصادی، نگاه شما را به چین در مورد نقش خود در زنجیره جهانی‌سازی آفریقا و تبدیل این قاره به قطب بین المللی تولید تغییر می‌دهد. طبعاً گام نهادن در این مسیر برای کشورها و قاره‌های مختلف موضوع و تم جدیدی نیست اما این داستان برای آفریقا، یک داستان جدید خواهد بود.

شناخت دقیق فضای اقتصاد بین‌الملل و بازیگران آتی این عرصه، می‌تواند برای کشور ما یادگیری‌های مهمی داشته باشد. امکان ورود برخی صنایع و همکاری‌های بین المللی مشترک با چین و آفریقا مقیاس تولید در کشور را از یک بازار 80 میلیونی به یک بازار با وسعت بین المللی تغییر می‌دهد. یادگیری‌های فناورانه در کنار امکان نقش آفرینی در بازارهای جهانی، ظرفیت محدود صنایع فعلی کشور را افزایش می‌دهد و تمرین بسیار مهمی برای ورود به بازارهای دیگر است که نتیجه آن ایجاد توانمندی‌های سطح بالاتر برای کشور است.

محمد رحمتی

محمد رحمتی

دانشجوی دکتری مدیریت تکنولوژی دانشگاه علم و صنعت

More Posts

نظری دهید