فهم الزام و سهم اقدام در پیشبرد صنعت ایرانی

رضا پاینده
نوشته شده توسط رضا پاینده

بخش تولیدی هر کشوری نیازمند حمایت است. بعضی از این حمایت‌ها به صورت عام است یعنی نهادها، قوانین و افرادی به صورت کلی از بخش تولیدی حمایت کرده و تلاش می‌کنند این بخش را در کشور تقویت کنند. به غیر از حمایت عام که برای اقتصاد هر کشوری ضروری و پشتیبان است، حمایت‌های خاص از تولید، جایگاه ویژه‌ای دارند. پیش از پرداختن به چگونگی حمایت‌های خاص، باید انواع تولید را فهمید. باید فهمید که چگونه تولید داخلی انجام می‌شود تا مطابق با هر یک از شرایط تولیدی، حمایت‌ها را تعریف کرد. بنابراین هر کشوری نیازمند یک مرکز جامع ارزشیابی صنایع است تا به صورت مستمر صنایع و واحدهای تولیدی را شناسایی و طبقه‌بندی کند.

حقیقت این است که اتحادیه‌ها و اصناف، به دلیل اینکه در یک بخش خاص مشغول فعالیتند، شناختی بخشی و غیرجامع دارند و گزاره‌های حمایتی آن‌ها، برای حکمرانی اثربخش نیست. بنابراین، به سامانه‌ای نیاز است که به صورت فرابخشی و با بهره علمی و آکادمیک، اطلاعات جامع صنایع را به صورت مستمر در اختیار تصمیم‌گیران و بازیگران صنعت قرار می‌دهند با این ملاحظه که تحلیل‌هایی با ضمانت اجرایی بالا ارائه می‌کند. به عنوان نمونه، شرکت بازرسی کیفیت و استاندارد ایران (ISQI)، صنایع و بخش‌های تولیدی را تحلیل می‌کند اما از آنجا که نتایج تحلیل‌ها و اطلاعات آن مجموعه، ضمانت اجرایی ندارد، تاثیری در تولید و اقتصاد ایران نمی‌گذارد. اگر چنین سیستمی برای هر صنعت وجود داشته باشد، بدیهی است که حمایت خاص از آن صنعت و انتخاب ابزارهای مناسب حمایتی، بنیان‌های آن صنعت را تقویت کرده و واکنشی هدفمند، به موقع و به اندازه برای آن صنعت خواهد داشت.

اینکه صنایع هر کدام به چه نسبتی در کنار یکدیگر قرار می گیرند و نقشه صنعت یک کشور به چه شکل است، پیش نیازی برای تحلیل و اداره صنعت می‌باشد.‌ در ادامه، منطقی برای طبقه‌بندی صنایع ارائه می‌شود که می‌تواند مبنای سیستم جامع ارزشیابی باشد. به امید شکل‌گیری چنین سامانه‌ای برای ارزشیابی، می‌توان به مرور، اجزای آن را طراحی کرد و بنیان‌های نظری آن را بنا نهاد. به کمک سه عامل کیفیت، قیمت و ظرفیت تولید می‌توان صنایع داخلی را به چهار دسته تقسیم کرد و بر این اساس، صنایع مختلف را رتبه‌بندی کرد.

دسته اول: صنایع این دسته، هم کالای با کیفیتی دارند، هم قیمت رقابت‌پذیری با بازارهای جهانی دارند و هم ظرفیت تولیدی خوبی در کشور برای این محصول وجود دارد؛ همچون صنعت میوه. گاهی عده‌ای گمان می‌کنند که صنایع این دسته نیاز به حمایت ندارند و جزو صنایع بالنده‌اند و از دایره حمایت خارج می‌شوند. اما اینگونه نیست. برای مثال در همین دسته، همه می‌دانند که بخشی از باکیفیت‌ترین میوه‌های ایرانی صادر می‌شود و گاهی در بازار ایران، همان میوه با کیفیت درجه دوم و سوم عرضه می‌شود. حمایت از این صنعت قطعا معنادار است و با تغییر الگوی صادرات همراه است و می توان با سیاست‌های تجاری و توسعه بازار از این دسته از کالاها حمایت کرد. برای مثال، می‌توان میوه درجه یک را به بازار داخلی عرضه کرد که جایگزین میوه خارجی شود و در عوض کنستانتره میوه را با ارزش افزوده بیشتری صادر کرد.

دسته دوم: این دسته، ناظر به صنایعی است که در صورت تولید، محصولات با کیفیت و با قیمت رقابت پذیر تولید می‌کنند ولی مشکل اینجاست که اساساً تولیدی رخ نمی‌دهد و ظرفیت تولیدی این بخش، به اندازه کافی بالفعل نشده است؛ مثل صنعت سنگ. ما در ایران، تنوع گسترده‌ای از سنگ‌ها داریم که بعضی از آنها فقط در این منطقه یافت شده و بعضی دیگر علی‌رغم مشابه نمونه خارجی، با کیفیت ممتازی غیرقابل مقایسه‌اند مانند گرانیت قرمز. در این دسته، سیاست‌های حمایتی می‌تواند سیاست‌های کارآفرینی و سرمایه‌گذاری باشد که به شکل‌گیری صنایع در این بخش کمک کرده و مثلاً درباره نمونه موردبحث، حمایت از احداث معادن سنگ می‌تواند نقش‌آفرین باشد.

دسته سوم: در این دسته، کالاهای با کیفیتِ ایرانیِ گران جای می‌گیرند. صنعت پوشاک ایران، صنعت خوبی است ولی تا وقتی قاچاق در کشور وجود دارد، کالای ما رقابتی نیست برای همین، پوشاک ایران نمی‌تواند با پوشاک ترکیه و چین رقابت کند و بازار همچنان در اختیار آنان است. یا در بعضی صنایع دیگر، بهره‌ور نبودن تولید باعث می‌شود قیمت تمام شده بالا رود. مثلا در صنعت خودرو، تورم نیروی انسانی موجب شده هزینه مازادی بابت آن پرداخت شود و درنهایت صنعت خودرو دچار لختی شود و به جامعه پاسخگو نباشد. سیاست حمایتی در این دسته از صنایع، شاید سیاست‌های تخصیص منابع انسانی باشد. برای مثال، با بکارگیری بخشی از افراد شاغل در این دسته در صنایع دسته دوم، می‌توان ظرفیت‌های تولیدی بخش‌های لازم دیگر را احیا کرد. به عبارتی، منابع انسانی صنایع گران، باید به صنایع رقابت‌پذیر کوچ داده شوند.

دسته چهارم: این دسته، ناظر به کالاهایِ بی‌کیفیت ارزان است. در این گروه از محصولات، عمدتاً دانش فنی نداریم. ماجرا این است که در بسیاری از صنایع کشور، تجهیزات تولید به لحاظ تکنولوژیک عقب‌تر از دنیا است. هر اقدامی که بتواند دانش فنی را به این صنایع منتقل کند، حمایت از این صنعت محسوب می‌شود.  بسیاری از قراردادهای جوینت ونچر می‌تواند ظرفیت یادگیری خوبی را در صنایع کشور ایجاد کند. برای مثال، قراردادهای جوینت ونچری که با شرکت رنو بسته شد، صنعت قطعه سازی ایران را ظرف دوازده سال، رشد داد.

این دسته‌بندی به سیاستگذاران کمک می‌کند، ضمن شناخت مختصات صنعت در ایران، سیاست‌های صنعتی را به درستی شناسایی کرده و ضمن حمایت هدفمند از هر صنعت، ظرفیت کلی صنعت و تولید در ایران را ارتقا دهد.

 

پینوشت:

جناب آقای احسان اعتمادی دانش آموخته معارف اسلامی و مدیریت بازرگانی دانشگاه امام صادق علیه السلام هستند که هم اکنون مدیریت بخش بازرگانی بین الملل سایپایدک را بر عهده دارند. چهارم اردیبشت 97، مهمان هسته نوآوری و فناوری مرکز رشد بودند. نوشتار فوق، برگرفته از سخنرانی ایشان به قلم رضا پاینده است.

رضا پاینده

رضا پاینده

دانشجوی دکتری مدیریت نوآوری دانشگاه تهران

More Posts

نظری دهید