مزد آن گرفت جان برادر که کار نکرد!

دکتر محمدمهدی مهدی خواه

از اصول اولیه و بدیهی اقتصاد و پیشرفت، که حتی موضوع انشاء و سرمشق خوشنویسی مدارس بود و روی آن تمرین می‌شد؛ این ابیات از قصیده‌ سعدی بود:

پرهیزگار باش که دادار آسمان        فردوس جای مردم پرهیزگار کرد

نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود        مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

هر کو عمل نکرد و عنایت امید داشت     دانه نکاشت ابله و دخل انتظار کرد

اما گویا؛ چند وقتی است که این اصل بدیهی و جهان شمول دیگر درست کار نمی‌کند! یا در رسانه‌های عمومی چنین القا می‌گردد که این اصل جایگاه خود را از دست داده و اتفاقاً دانا و زرنگ آن است که دانه نکاشته، محصول درو کند و خروارها پول برنده گردد! یک شبه ره صد ساله رود و خاک حجره نخورده، تاجر بازار گردد.

کار کردن، زحمت کشیدن، عرق ریختن و به ثمر رساندن کار و در نتیجه مزد گرفتن در برابر آن، نه در فرهنگ اقتصادی کشور ما بلکه در تمام دنیا اصلی اساسی است. امری که جایگاه ویژه در رونق اقتصادی، سودآوری اجتماعی، رفاه عمومی و به طور خلاصه در پیشرفت یک کشور دارد اما مدتی است بی‌محابا در معرض هجوم انواع کارنکردن‌ها و برنده شدن‌های رنگارنگ و پول‌های بادآورده و پوشالی قرار گرفته است.

روش استناد به مطلب:

مهدی خواه، محمدمهدی (1397). مزد آن گرفت جان برادر که کار نکرد!، دوفصلنامه نوآفرین، سال اول، شماره اول، صص 35-34

دکتر محمدمهدی مهدی خواه

دکتر محمدمهدی مهدی خواه

پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع)؛ دکتری سیاست گذاری علم و فناوری سازمان پژوهش های علمی و صنعتی ایران

More Posts

نظری دهید