آرزوهای شبنم

رضا پاینده
نوشته شده توسط رضا پاینده

ماجرا از یک برچسب ساده شروع شد. هفت سال پیش، تعدادی کارشناس دور هم جمع شدند تا اوضاع و احوال بازار ایران را سامان دهند. به واسطه آشنایی و ارتباطی که با معاون وزیر وقت داشتند، توانستند ایده خود را از اتاق فکر به میز وزیر برسانند. ایده بسیار جذاب بود و کشورهای زیادی تجارب مشابهی با این ایده داشتند که وجاهت بیشتری به آن می‌داد. ایده می‌توانست به زبان‌های مختلف بازگو شود و در هر شیوه از بیان، یکی از مسائل کشور را حل می‌کرد. ایده هم می‌توانست تولید ملی را تقویت کند، هم می‌توانست بازار داخل را تنظیم کند، هم می‌توانست جنس تقلبی را رسوا کند، و از همه مهم‌تر می‌توانست تصمیم‌گیران را برای اتخاذ سیاست‌های تجاری و اقتصادی توانمند سازد. نمودِ بیرونی ایده، یک برچسب کوچک بود که بر روی کالاها چسبانده می‌شد و بعد از استعلام با تلفن ‌همراه، اطلاعات کالا را ارائه می‌کرد. افراد به وسیله این برچسب می‌توانستند صحت و سقم کالا را بررسی کرده و در صورت مشاهده هرگونه مغایرت، آن را به اطلاع مراجع ذی‌صلاح برسانند. همه چیز مشخص بود، یک پی آنگاه کیو ساده که می‌توانست هر کسی را نسبت به این سامانه فسادگریز مجاب کند.

روش استناد به مطلب:

پاینده، رضا (1397). آرزوهای شبنم، دوفصلنامه نوآفرین، سال اول، شماره اول، صص 57-52

رضا پاینده

رضا پاینده

پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع)؛ دانشجوی دکتری مدیریت نوآوری دانشگاه تهران

More Posts

نظری دهید